فريد الدين العطار النيسابوري

24

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

هر دو گيتى از وجودش نام يافت * عرش نيز از نامِ او آرام يافت همچو شبنم آمدند از بحرِ جود * خلقِ عالم بر طُفيلش در وجود نورِ او مقصودِ مخلوقات بود * اصلِ معدومات و موجودات بود حق چو ديد آن نورِ مطلق در حضور * آفريد از نورِ او صد بحر نور بهرِ خويش آن پاك جان را آفريد * بهرِ او خلقِ جهان را آفريد آفرينش را جز او مقصود نيست * پاك دامن‌تر ازو موجود نيست آنچه اوّل شد پديد از غيبِ غيب * بود نورِ پاكِ او بىهيچ ريب بعد از آن آن نورِ عالى زد عَلَم * گشت عرش و كرسى و لوح و قلم يك عَلَم از نورِ پاكش عالَم است * يك عَلَم ذُرّيت است و آدم است چون شد آن نورِ معظّم آشكار * در سجود افتاد پيشِ كردگار قرن‌ها اندر سجود افتاده بود * عمرها اندر ركوع استاده بود سالها هم بود مشغولِ قيام * در تشهّد بود هم عمرى تمام از نمازِ نورِ آن درياىِ راز * فرض شد بر جملهء امّت نماز حق بداشت آن نور را چون مهر و ماه * در برابر ، بى جهت ، تا ديرگاه